مفهوم "چپ" در فرهنگهای سیاسی مختلف، تعاریف و مشخصههای مختلفی را به خود اختصاص داده است. اما بنا بر خصوصیتی که تقریباً در همه تعاریف مشترک است و این مقاله نیز بر آن تمرکز خواهد داشت، جریان چپ به دنبال کاهش نابرابریهای اقتصادی است.
سازمانهای چپ مارکسیستی، در دوران رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوی، علیرغم سرکوب شدید، انشعابات پی در پی، تصفیههای درونسازمانی و نیز سوء ظنهایی که در مورد صداقت برخی از آنان به دلیل نزدیکی با شوروی وجود داشت، به حیات خود تا وقوع انقلاب اسلامی در ایران ادامه دادند.
به موازات جریانات چپ مارکسیستی، جریانات اسلامی با گرایش به سوسیالیسم و با همان هدفها در ایران شکل گرف
آیتالله خمینی پس از "قبضه قدرت"، به وعدههای دموکراتیک پیش از پیروزی، پایبند نماند و اعلام کرد که این وعدهها را با تغییر نظراتش زیر پا میگذارد. "وفای به عهد" و تعهد به قرارداد در طرح فقهی او جایی نداشت، چرا که "ولی" را محدود در چارچوب قرارداد اجتماعی نمیدید.
او در همان سالهای آغازین پیروزی انقلاب گفته بود: "ما اینطور نیست که هر جا یک کلمه ای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام، حالا ما آمدیم دیدیم اینجور نیست، اشتباه کرده بودیم، بگوییم ما سر اشتباه خودمان باقی هستیم. ... آقایان به ما میگویند: شما آن روز اینجوری گفتید. راست است، ما آن روز خیال می کردیم که در این قشرهای تحصیلکرده و متدین و صاحب افک
برای باطنیگرایان و فرقههای گوناگون تشیع، "عدالت"، ضرورت نخستین حکمرانی است. حتی شاید بتوان ادعا کرد که همه طرح باطنیگرایان برساختن نظریهای است که اجزای آن بتوانند در برابر اجزای "دولت جور" قرار گیرند. اقلیتی سرکوب شده، با ساختن نظریه باطنی، به دنبال مشروعیتزدایی کامل از حکومت جور بودند و آرزوی تاسیس حکومت عدل را میپروراندند. اما حاکمان که خود را جانشین پیامبر اسلام میدانستند و در دفاع از این ادعا، مبانی فقهی گستردهای هم تولید شده بود، عدالت را ضروری حکومت نمیدانستند و هرگونه اعتراض یا مخالفت با خود را به بهانه خروج از دین سرکوب میکردند. طرح نظریه "انسان کامل" و اینکه تنها اوست که حق
بازگشت استبداد و گسترش ستمگری به سرعت موجب ناکارآمدی جمهوری اسلامی شد. ناکارآمدی حکومت حداقل در سه زمینه خود را نشان داد: گام اول، ناتوانی در به کارگیری نخبگان و شتاب در جذب سرسپردگان، گام دوم فساد گسترده اقتصادی و گام سوم پایمال شدن قانون توسط حکومت.
استبداد جدید، به قیمت نابودی زیرساختهای طبیعی کشور، گسترش فقر و تبعیض و بحران اقتصادی فزاینده، از مشارکت نیروهای متخصص غیرخودی جلوگیری کرد و دایره مدیران اثرگذار را تنها به نیروهای وفادار محدود نمود. بیارجی تخصص در روند حکومتداری، و همچنین بسته شدن فضای انتقاد و آزادی بیان و سرکوب روزنامههای مستقل و انحصار حکومتی رسانههای صوتی و تصویری از ی
برچسب:
نویسنده: بردیا سامانی